تبلیغات
قایق کاغذی - بنشان مرا به دل
 
قایق کاغذی
یک قایق کاغذی که آرزوهایم را تا خدا برد...
چهارشنبه 6 تیر 1397 :: نویسنده : مونا مشتاق       

دل ببر
تار مده
زلف ببر
پیچ مده
آمده ام كه بشكنم
سر به دل چو سنگ زنم
گوش سپارمش به دل
سنگ كجا نفس زند؟
دل كه ببرده ای بیار
تار بده عیان بده
زلف گزار بر سرش
پیچ بده زیان مده
خرد شدم خودم شدم
سر به سرت سپرده ام
گوش جهان بریده ام
سنگ زند نفس چو دل
خانه خراب گشته ام
پیش تو خار گشته ام
صبر بده
امان بده
من به ره ات نشسته ام
دور چرا نظر كنی؟
خواب تو خواب دیده ام
آمده ای و رفته ای
من كه نه
خویش برده ای
خویش تو این من بود
آن تو نام من بود
نام مرا سپرده ای؟
باد نهان نمیكند
باده توان نمیكند
یا ببرم
یا كه نرو
یا بنشین
یا بشنو
یا بسپاردم به خود
یا بنشان مرا به  دل

٤ تیر ٩٧

مونا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

گاهی...شاید...نباید...یا...باید! می شود ... نمی شود...میخواهم...نمیخواهم ! من... تو...او...ما...شما...ایشان...!
خوب جسارت بود حرفها را بر کاغذی نوشتن قایقین! چه کس با من همسفر خواهد بود خوب میشناسمش... ، خودم ! برایم دست تکان دهید که سلامتان را به خدا خواهم رساند!!!
مدیر وبلاگ : مونا مشتاق
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :