تبلیغات
قایق کاغذی - .
 
قایق کاغذی
یک قایق کاغذی که آرزوهایم را تا خدا برد...
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : مونا مشتاق       
آیدا!
آیدا؟؟؟
.
.
.
آیدای زیبای من
عزیزترین دلتنگی ممكنم
كجا مانده بودی؟
میان شاخ و برگ كدام درخت گمت كرده بودم؟
كدام باد از غربین ترین جایی كه آخرین بار ملاقاتت كردم به شرقین ترین دیار ممكن رساندت؟
در كدام آتش فراموش كرده ام خاكستر شده بودی؟
آیدا!
بی تو در دنیایم نبودم
و در دنیایشان سكون نداشتم
بی من چگونه بوده ای ؟
هیچ خواب مرا دیدی؟
گمان كرده بوده همیشه را رفته ای!
بگو خواب نمیبینم كه بازگشته ای!؟
بگو كه خواهی ماند
مانند قبل
همچون گذشته
دستت را بیاندازی دور گردنم
موهایم را ببافی
از پیچ و تاب موهایم بالا بروی 
و در گوشم آرام دلتنگی را زمزمه كنی!

٩ اردیبهشت ٩٧
مونا




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 06:59 ب.ظ
مبارک باشید برای هم این دلتنگی ها عجیب به دل مینشینند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

گاهی...شاید...نباید...یا...باید! می شود ... نمی شود...میخواهم...نمیخواهم ! من... تو...او...ما...شما...ایشان...!
خوب جسارت بود حرفها را بر کاغذی نوشتن قایقین! چه کس با من همسفر خواهد بود خوب میشناسمش... ، خودم ! برایم دست تکان دهید که سلامتان را به خدا خواهم رساند!!!
مدیر وبلاگ : مونا مشتاق
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :