تبلیغات
قایق کاغذی - .
 
قایق کاغذی
یک قایق کاغذی که آرزوهایم را تا خدا برد...
جمعه 3 فروردین 1397 :: نویسنده : مونا مشتاق       
برایت نوشتم
كه بخوانی و بدانی
كه دیرتر نشود
كه تمام نشده
بی گفتنت نروم
كه دلم را راضی نكرده نگذرم
تو مرا خواندی یا نه
نمیدانم!
من دین نداشته ام را ادا كردم
بی آنكه بخواهی
و بی آنكه بدانی
برای گرفتن دستم
خودم را در اقیانوسی آتشین رها كردم
كه تلاطم بكوبدم به دیوار
پرتم كند از بالا
كه آتش مقدست را در آتشكده وجودم
برای هزاران سال دیگر
زنده نگه دارم

٢ فروردین ٩٧
مونا




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

گاهی...شاید...نباید...یا...باید! می شود ... نمی شود...میخواهم...نمیخواهم ! من... تو...او...ما...شما...ایشان...!
خوب جسارت بود حرفها را بر کاغذی نوشتن قایقین! چه کس با من همسفر خواهد بود خوب میشناسمش... ، خودم ! برایم دست تکان دهید که سلامتان را به خدا خواهم رساند!!!
مدیر وبلاگ : مونا مشتاق
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :