تبلیغات
قایق کاغذی - .
 
قایق کاغذی
یک قایق کاغذی که آرزوهایم را تا خدا برد...
چهارشنبه 25 بهمن 1396 :: نویسنده : مونا مشتاق       

گفتند كه از راه یمین می آیی

من زاده شدم ،نام یسارم كردند

گفتند كه از مشرقی و میمانی

از مغرب لامكان برون میجستم

گفتند که مست باده و می جویی

با آب پیاده ره گذر میکردم

گفتند که نام تو همه درمان است

از دیدن روی خود تب میکردم

گفتند طلب نکرده سیمرغ شدی

من غاز ندیده محجور شدم

 

 

٢٤ بهمن ٩٦

مونا


 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

گاهی...شاید...نباید...یا...باید! می شود ... نمی شود...میخواهم...نمیخواهم ! من... تو...او...ما...شما...ایشان...!
خوب جسارت بود حرفها را بر کاغذی نوشتن قایقین! چه کس با من همسفر خواهد بود خوب میشناسمش... ، خودم ! برایم دست تکان دهید که سلامتان را به خدا خواهم رساند!!!
مدیر وبلاگ : مونا مشتاق
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :