تبلیغات
قایق کاغذی - ...
 
قایق کاغذی
یک قایق کاغذی که آرزوهایم را تا خدا برد...
شنبه 21 بهمن 1396 :: نویسنده : مونا مشتاق       

یك لحظه باز یاد تو از خاطرم گذشت

دیوانه بودم و در لحظه مست شدم

گفتم چرا نرفته تو هی باز میشوی

مهمان نباش به مالك نشان شوی؟

١ روز در نظرش ١ هزار میباشد

١ لحظه ی منی كه برایم تماممی

من لحظه لحظه در همه لحظه با توام

با من نبوده ای که تو در خواب بوده ای

 

٢٠ بهمن 96

مونا






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

گاهی...شاید...نباید...یا...باید! می شود ... نمی شود...میخواهم...نمیخواهم ! من... تو...او...ما...شما...ایشان...!
خوب جسارت بود حرفها را بر کاغذی نوشتن قایقین! چه کس با من همسفر خواهد بود خوب میشناسمش... ، خودم ! برایم دست تکان دهید که سلامتان را به خدا خواهم رساند!!!
مدیر وبلاگ : مونا مشتاق
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :