تبلیغات
قایق کاغذی - دلتنگ
 
قایق کاغذی
یک قایق کاغذی که آرزوهایم را تا خدا برد...
شنبه 7 بهمن 1396 :: نویسنده : مونا مشتاق       

دلتنگ شدم كه مرگ یادم آمد

از خانه برون شدم مرگ یادم آمد

آن روز و شبی كه امر واقف آمد

دیری نبود شكر خدا را خواهم آمد

 

٥ بهمن ٩٦

مونا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

گاهی...شاید...نباید...یا...باید! می شود ... نمی شود...میخواهم...نمیخواهم ! من... تو...او...ما...شما...ایشان...!
خوب جسارت بود حرفها را بر کاغذی نوشتن قایقین! چه کس با من همسفر خواهد بود خوب میشناسمش... ، خودم ! برایم دست تکان دهید که سلامتان را به خدا خواهم رساند!!!
مدیر وبلاگ : مونا مشتاق
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :