تبلیغات
قایق کاغذی - گر جان طلبی به سر خواهم آمد
 
قایق کاغذی
یک قایق کاغذی که آرزوهایم را تا خدا برد...
یکشنبه 1 بهمن 1396 :: نویسنده : مونا مشتاق       

خوشحال نشسته ام كه خواهی آمد

جانم به فدات، خواهی آمد؟

شرمنده ام از نبودن جان بی تو

قربان بشم كه باز، خواهی آمد؟

دلگیر شدم فراق همراهی كرد

از درد فراق ناله ام، خواهی آمد؟

گریان و پریشان به رهت می آیم

آواره منم خانه تویی، خواهی آمد؟

یك جای برای بودنم بی تو نیست

جانان منی جان منی، خواهی آمد؟

بر قبله نشستم به تواضع به خشوع

در بند تو ام یاد توام، خواهی آمد؟

مرگ است مرا امید جانانه من

گر جان طلبی به سر خواهم آمد!

 

 

٢٨ دی٩٦

مونا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

گاهی...شاید...نباید...یا...باید! می شود ... نمی شود...میخواهم...نمیخواهم ! من... تو...او...ما...شما...ایشان...!
خوب جسارت بود حرفها را بر کاغذی نوشتن قایقین! چه کس با من همسفر خواهد بود خوب میشناسمش... ، خودم ! برایم دست تکان دهید که سلامتان را به خدا خواهم رساند!!!
مدیر وبلاگ : مونا مشتاق
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :