تبلیغات
قایق کاغذی - .
 
قایق کاغذی
یک قایق کاغذی که آرزوهایم را تا خدا برد...
شنبه 23 دی 1396 :: نویسنده : مونا مشتاق       

امروز

از سومین پیچِ

غربی ترین رشته ی پیچاپیچش

در اعماق ظلماتِ مطبوعش

وقتی كه تاب میخورد

متولد شدم

هر روز بساطمان همین است

اما از نو

شانه كه میزند،

خانه خراب و

با هر نمی خانه آباد

من هر روز

روزی چند بار

با غایتِ صبح و ظهر و شام

از درون پیچیده ترین حلقه موهایم

آرام و بی صدا

زاده میشوم

 

 

22 دی 96

مونا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

گاهی...شاید...نباید...یا...باید! می شود ... نمی شود...میخواهم...نمیخواهم ! من... تو...او...ما...شما...ایشان...!
خوب جسارت بود حرفها را بر کاغذی نوشتن قایقین! چه کس با من همسفر خواهد بود خوب میشناسمش... ، خودم ! برایم دست تکان دهید که سلامتان را به خدا خواهم رساند!!!
مدیر وبلاگ : مونا مشتاق
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :