تبلیغات
قایق کاغذی - جهانم را سبز بکار
 
قایق کاغذی
یک قایق کاغذی که آرزوهایم را تا خدا برد...
دوشنبه 11 دی 1396 :: نویسنده : مونا مشتاق       

هر روز كه میگذرد

به تو نزدیكترم

اما نمیرسم

غریب به چند ثانیه است چندسالی را طی كرده ام

اما كجا دویده ای

چطور رفته ای كه مرا از یاد برده ای

چطور میشود كه نمیگذر

اما رنگ از گیسوانم میگذرد

من ایستاده ام 

درست در وسط سكوت

همچون درختی عارف

خودم را 

پاهایم را

اراده ام را

چال كرده ام

بیا دستی به گیسوانم بكش

اشكی به پایم بریز

چرتی كنارم بزن

میوه هایم را خودت نصیب خواهی شد

بیا و قدر نداشته هایت را بدان

و برای هر كدام نهالی نذر كن

برای نداشتن من جهان را سبز بكار

سوزنی بكش

انبوه بچین

نداشتنم عجیب كوله بار است بر گرده ام

 

٩ دی ٩٦

مونا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

گاهی...شاید...نباید...یا...باید! می شود ... نمی شود...میخواهم...نمیخواهم ! من... تو...او...ما...شما...ایشان...!
خوب جسارت بود حرفها را بر کاغذی نوشتن قایقین! چه کس با من همسفر خواهد بود خوب میشناسمش... ، خودم ! برایم دست تکان دهید که سلامتان را به خدا خواهم رساند!!!
مدیر وبلاگ : مونا مشتاق
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :