تبلیغات
قایق کاغذی - دیرکرد
 
قایق کاغذی
یک قایق کاغذی که آرزوهایم را تا خدا برد...
شنبه 11 آذر 1396 :: نویسنده : مونا مشتاق       
تو ١ روز دیر آمدی
فقط ١ روز
و بهایش را یك عمر من دادم
كدام جای دنیا چشمانت را گذاشته بودی
كه عمری است در پیشان میگردم
بگو!
بگو چطور حساب دنیا اینگونه بی حساب است
كه سه هزار راه رفته ام را به ١ روز نیامدنت تباه كرده است
چند قدم باید به عقب برگردم
كجا باید بیابمت
كه بس نگران خود شده ام
زبان نفهمی را دلم از تو به ودیعه آورده است
چنگ میكشد بر صورتش 
برای آتشی كه سرد نمیشود
چرا نمی توانم؟
كدام كودك نادان توانمندی
سنگهای نشانه ام را حواله كرده است
بگو!
بگو كجا بنشانمت وقتی كه حضور معذور است
و كجا بالا بیاورم
درونی ترین لایه ی وجودیم را
وقتی دست به انشا میزند
فقط ١ بار بگو!


١٠ آذر ٩٦
مونا




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

گاهی...شاید...نباید...یا...باید! می شود ... نمی شود...میخواهم...نمیخواهم ! من... تو...او...ما...شما...ایشان...!
خوب جسارت بود حرفها را بر کاغذی نوشتن قایقین! چه کس با من همسفر خواهد بود خوب میشناسمش... ، خودم ! برایم دست تکان دهید که سلامتان را به خدا خواهم رساند!!!
مدیر وبلاگ : مونا مشتاق
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :