تبلیغات
قایق کاغذی - روز مرگ
 
قایق کاغذی
یک قایق کاغذی که آرزوهایم را تا خدا برد...
شنبه 25 شهریور 1396 :: نویسنده : مونا مشتاق       
من خواب دیده ام
زیبایی روزی را كه خواهم مرد
روزی كه پاهایم با زمین از آشتی بگذرند
و دستها بالهایی شوند از برای گشودن
و لبانم هلالی ترین حالت ممكن را به خود بگیرند
آن روز دیگر
من، من دیگری میشود
كشیده قامت و باریك
با بالاپوشی كاملا سفید 
آن هم از نوع كمرنگ متمایل به هیچ
با چشمانی از شادی لبریز شاید به رنگی آبی متمایل به خاكستری
موهایم اما همچنان مشكی خواهند ماند بی آنكه دستانشان در هم گره شوند
لخت میشوند و سوار بر باد
روزی كه خواهم مرد خوشحال خواهم بود
بی شك
و بی یقین
و متن اندامم چیزی شبیه به شعرهای نگفته ام
و ورد زبانم آن شعر كه "رفته بودم از همه چیز منقطع شوم"
و عطر تنم،
شبیه آن روز كه نمی آمدم و غرق در گریه و درد آوردندم
روزی كه خواهم مرد...
... روزی كه خواهد آمد


٢٣ . ٦ . ٩٦
مونا مشتاق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 25 شهریور 1396 03:15 ب.ظ
عزیزم می دونی چرا بازدید وبلاگت کمه ؟
میخوای بازدیدت رو زیاد کنی؟
یه راه آسون و بدون هزینه واست دارم.
تبادل لینک کن
با وبلاگ من ( چون مخصوص تبادل لینک و افزایش بازدیده )
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

گاهی...شاید...نباید...یا...باید! می شود ... نمی شود...میخواهم...نمیخواهم ! من... تو...او...ما...شما...ایشان...!
خوب جسارت بود حرفها را بر کاغذی نوشتن قایقین! چه کس با من همسفر خواهد بود خوب میشناسمش... ، خودم ! برایم دست تکان دهید که سلامتان را به خدا خواهم رساند!!!
مدیر وبلاگ : مونا مشتاق
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :