تبلیغات
قایق کاغذی - عرفان
 
قایق کاغذی
یک قایق کاغذی که آرزوهایم را تا خدا برد...
جمعه 16 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مونا مشتاق       

بر مسیر عرفان قدم می نهم .

نخستین گام ترسیم . بر خویش می سازم بنیان خداوندی را .

از خویش کناره می گیرم ، بر تکمیل فائق می آیم.

گمان به ظهور می رود .

 والا به اعلی میرسد .

 من در سراسر می رود .

بر خویش خاموشی زنم.

بر عرش ساحت می نهد .

گردن به پیشم می رود .

خاموش باد انظار من .

گر خلق خواهش می شوند ، اینک صلایم می دهند .

من را به دارش می زنم ، بودش همه نابود باد.

اندر مسیرم خویش را ، مدهوش ار سر می زنم.

حیران مست خویشتن بر در هزاران کف زنم.

اینک به ایجادش روم.

در خویش بازی می کنم.

من در مسیلش می روم.

ایزد نگاهم می کند.

خالق جوابم می دهد .

حاجت نمایان می شود .

فیضش همه فیاض باد .

اثبات مرهم می نهد .

حریت القا می شود.

ناچار رسوا می شود .

نابود باد الفاظ من .

الطاف پیدا می شود .

تأئید تابان تر شود .

عنبر معطر می شود .

بگریز اینک خویش را .

شمس است اینک راه من، مولای خویشم می دهد

جان است مولانای من ، بر دل بکوب آیات را

عاشق بود خواهان دل

بر درد عادت می نهد

در معرفت آغاز شو

اینک به حیران می جهد

بر کلک استغنا بود

حامی همه طاحی شود

عارف کمی فارغ شود

توحید بود اسرار ما

بر فقر اجرش را دهند

الله عطفش را دهد

باشد هزاران شکر را

اینک ببین اینجا کجاست؟

محمل به محمل می برند

اینک یکی سیمرغ را .

 

 

14/8/1385

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

گاهی...شاید...نباید...یا...باید! می شود ... نمی شود...میخواهم...نمیخواهم ! من... تو...او...ما...شما...ایشان...!
خوب جسارت بود حرفها را بر کاغذی نوشتن قایقین! چه کس با من همسفر خواهد بود خوب میشناسمش... ، خودم ! برایم دست تکان دهید که سلامتان را به خدا خواهم رساند!!!
مدیر وبلاگ : مونا مشتاق
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :