تبلیغات
قایق کاغذی - مشی
 
قایق کاغذی
یک قایق کاغذی که آرزوهایم را تا خدا برد...
جمعه 16 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مونا مشتاق       

کدام قلب آگاه؟ کدام چشم بینا ؟ کدام گوش شنوا و کدام قدم استوار؟

آنکه قلبش محل تجلی انواری نیست مرده است و آنکه چشمش مطمئن به فیوضاتش نیست کور است . آنکه گوشش مستعد شنید آیاتش نیست کر است و آنکه قدمی بر نمی دارد تا بر عالم قدم گذارد استوار نیست.

امروز آمده ام قلبم را به مردگان ، چشمم را به کوران ، گوشم را به کران و اقدامم را به سستان دهم.

من با قلب خدا دوست را می نگرم . با چشم خدا خلق را می بینم ، با گوش خدا صوت و لحن ملیحش را می شنوم و با اقدام خدا از فلک به افلاک می روم.

این است منتها آرزوی بندگان . این است اعظم فیض الهی و این است در رکاب حضرت دوست مشی نمودن. این است.

 

4/11/85





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ

گاهی...شاید...نباید...یا...باید! می شود ... نمی شود...میخواهم...نمیخواهم ! من... تو...او...ما...شما...ایشان...!
خوب جسارت بود حرفها را بر کاغذی نوشتن قایقین! چه کس با من همسفر خواهد بود خوب میشناسمش... ، خودم ! برایم دست تکان دهید که سلامتان را به خدا خواهم رساند!!!
مدیر وبلاگ : مونا مشتاق
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :